173 ثابت مىكند؛ زيرا عبارت «ائمه بهمنزلۀ رسول خدايند مگر در موضوع زنان»، صريح است در اينكه به آنها وحى مىشود. آنها معصوماند، اطاعت از آنها واجب است و تمام كمالات و امتيازاتى كه براى پيامبر[ (ص) ] وجود دارد، براى آنها نيز هست.
پاسخ به جزايرى: با آنكه سند روايت ضعيف است، اما تناقضى در آن نيست. گويا جزايرى گمان كرده مراد از اين گفتۀ امام كه «ائمه بهمنزلۀ رسول خدا[ (ص) ] هستند» وحىشدن به آنهاست و با اين سخن امام «جز اينكه آنها پيغمبر نيستند»، در تعارض است. درحالىكه مقصود از جملۀ نخست، آن است كه ائمه عليهم السلام در عصمت و وجوب اطاعت همچون پيامبر (ص) بوده و به همه نيازهاى مردم در مسائل دينى و دنيوى آگاه هستند. همچنين مراد از پيامبرنبودن ائمه عليهم السلام ، آن است كه هرچند آنها در بسيارى از مسائل با پيامبر (ص) مشتركاند، ولى در مسئلۀ نبوت و تعداد همسر با ايشان تفاوت دارند.
بنابراين مقصود از جمله «ائمه[ عليهم السلام ] بهمنزلۀ رسول خدايند[ (ص) ]» اين نيست كه در فضيلت با او مساوى هستند؛ زيرا همۀ مسلمانان (شيعه و سنى) اجماع دارند كه پيامبر (ص) ، آقا و سرور فرزندان آدم، از نخستين تا آخرين آنهاست. بلكه فقط مراد اين است كه چون پس از پيامبر (ص) ، ائمه عهدهدار امورند، عالمانى معصوم و راستگو و الهامشوندگاناند و به آنچه مردم در امور دينى و دنيوى به آن نيازمندند، آگاهى دارند و نسبت به مؤمنان از خودشان مقدمترند. از اين رو، دوستى با آنان و پيروى از آنها واجب مىشود. تنها تفاوت ائمه عليهم السلام با پيامبر (ص) اين است كه ايشان پيغمبر نيستند و ازدواج با بيش از چهار زن نيز براى آنها جايز نيست؛ روشن است كه اين موارد مختص به پيامبر است و لازمۀ جانشينى پيامبر (ص) نيست.
علاوه بر اين، پيامبر (ص) در غدير خم تصريح كردند كه آنچه براى من است، براى اميرالمؤمنين عليه السلام نيز هست و فرمودند: