87البته شيعيان معتقدند كه در اصل اين ازدواج و روايات آن به حدى اختلاف نظر وجود دارد كه موجب بىاعتبارى آن احاديث مىشود و نمىتواند مبناى استدلال باشد.
طبق مدارك شيعه 1، بر فرض هم كه ازدواجى صورت گرفته باشد، با اجبار و تهديد بوده است. بنابراين هيچ نشانى از رضايت وجود ندارد. البته درخور توجه است بعضى از اهلتسنن كه قائل به اين حكايتاند، آن را متفاوت بيان كردهاند؛ برخى از مورخان مانند طبرى، مادر «زيدبنعمربنخطاب» را امكلثوم، دختر «جرول»، دانستهاند. بنابراين ممكن است تشابه اسمى باعث شده باشد كه آن را دختر اميرمؤمنان(عليه السلام) بدانند. 2
از برخى تواريخ نيز استفاده مىشود كه حضرت على(عليه السلام) دخترى ديگر به نام «امكلثوم» از غير حضرت زهرا(عليها السلام) داشته است. برخى از مورخان در اينباره مىگويند: «على(عليه السلام) دو دختر به نام زينب صغرا و امكلثوم صغرا داشته كه هر دوى آنها از امّولد (كنيز) بودهاند». 3
بنابر آنچه ذكر شد، دليل وصلتهاى پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) با دختران خلفا، هرچه باشد، ملاك رضايت رسولالله(صلى الله عليه و آله) از آنها و رضايت به خلافتشان نيست. اگر هم ازدواج، مبنا و ملاك لياقت در جانشينى رسولخدا(صلى الله عليه و آله) باشد، هيچكس شكى به علاقه فراوان پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله) به دخترش حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) نداشته و ندارد كه رسولالله(صلى الله عليه و آله) ايشان را به ازدواج حضرت على(عليه السلام) درآورد.