85خود خويشاوند شد و امحبيبه عامل بسيار مؤثرى براى تبليغ اسلام در خانوادههاى مكه شد. 1
نويسنده كتاب مىگويد:
پس پيامبر به عثمان بايد دختر نمىدادند! عثمان رييس قبيله بنىاميه كه نبود، و همين بس بود. دختر ابوسفيان، دختر رييس قبيله بنىاميه، زن پيامبر بود. اگر ازدواجهاى مصلحتى، قبيله بنىاميه را به راه مىآورد، همين بس بود و نيازى نبود كه حضرت محمد(صلى الله عليه و آله)به يك فرد غير مؤثر از همان قبيله، يعنى به عثمان، زن بدهد! آن هم دو دختر خود را به عقد عثمان درآورد كه عثمان از موقعيت خود استفاده عكس كرد و حق على را خورد و گفت تو بر من چه امتيازى دارى؟! اگر يك دختر پيامبر زن توست، دو تا را به من داده. پس خواهش مىكنم كه در صف خلافت نوبت را رعايت كن و بعد از من بايست!
اما شيعيان معتقدند:
اولاً: پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله)، بنابر قولى، دو تا از ربيبههاى خود را به ازدواج عثمان درآورد كه يكى از آنان «رقيه» و ديگرى «امكلثوم» بود. در واقع آنها دختران پيامبر نبودند. بلكه از خواهرزادگان حضرت خديجه بودند كه پس از وفات مادرشان، هاله، نزد خاله خويش (خديجه) بزرگ شدند و به دختران وى معروف شدند و ربيبههاى پيامبر به حساب آمدند. 2 پس در واقع تنها دختر پيامبر، فاطمه زهرا(عليها السلام) بود كه رسولالله(صلى الله عليه و آله) او را به