80اتفاق مىافتد، با رضايت كامل است يا بعضى افراد گاهى براى فرار از ضرر بزرگتر و مفسده بيشتر يا براى جلب رضايت ديگرى يا با تهديد و زور مجبور به ازدواج مىشوند.
براى مثال، دخترى كه خانوادهاش را از دست داده است و پناهى ندارد مجبور مىشود با كسى ازدواج كند كه ايدهآل و مطابق ميلش نيست يا پسرى براى جلب رضايت خانواده، با يكى از دختران فاميل ازدواج مىكند كه مورد رضايتش نيست يا مادرى كه همسرش را از دست داده است، براى حفظ نظام خانواده، با مردى ازدواج مىكند كه همتاى خود و خانوادهاش نيست.
نمونههايى نيز در قرآن كريم، از ازدواجپيامبران بيان شده است كه مؤيد همين مطلب است. انسانهاى بزرگ و برگزيده از جانب خدا به فرمان و مطابق ميل خداوند متعال ازدواج مىكنند، نه ميل خود؛ مثل ازدواج نوح نبى و همسر خطاكارش و ازدواج حضرت لوط و همسر زشتكردارش. حضرت لوط نيز دختران خود را به گروهى بدكار پيشنهاد مىدهد؛ همانگونه كه قرآن مىفرمايد:
و هنگامى كه فرستادگان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت شد و قلبش پريشان گشت و گفت امروز، روز سختى است. قوم او [به قصد مزاحمت ميهمانان] به سرعت به سراغ او آمدند، و قبلاً كارهاى بد و زشتى انجام مىدادند. گفت: اى قوم من! اينها دختران مناند كه براى شما پاكيزهترند [با آنها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد]. از خدا بترسيد و مرا در مورد مهمانانم رسوا نسازيد. آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد. (هود:77 و 78)