68مهم به ميان نياورده است. چرا از تقسيم ارث گرفته تا داستان اصحاب كهف، تا داستان تولد بچه حضرت زكريا، تا صدها موضوع ديگر همه در قرآن پرداخته شده، اما به مسئله امامت على پرداخته نشده است؟
صراحت نصوص امامت در قرآن كريم
كسى كه ادعاى بطلان طرف مقابل را مىكند، بايد حداقل خود براى دفاع از عقيدهاش بتواند پاسخگوى همان ادعا بشود. سؤالهاى بىپاسخ متقابلى نظير سؤالهاى زير، نشان از بىمعنابودن اينگونه سؤالهاى مغلطهآميز دارد؛ براى مثال:
- چرا از صحابه عشره مبشره كه مخالفان، معتقد به عدالت آنهايند، اسمى در قرآن نيامده است؟
- چرا در قرآن از عايشه، كه به اعتقادشان امالمؤمنين است، اسمى نيامده است؟
- چرا درباره عدالت تمامى صحابه، نصى در قرآن نيامده است؟
- چرا تمامى فروعات فقهى در قرآن نيامده است؟
- چرا بر برترى خلفاى سهگانه بر على(عليه السلام)، كه مخالفان به آن معتقدند، نصى نيامده است؟
با اينكه اهل تسنن پاسخى براى اين پرسشها پيدا نمىكنند، شيعيان آيات فراوانى را در قرآن كريم، نشان دهنده امامت ائمه اطهار(عليهم السلام) مىدانند و اين موضوع را به روشنى آفتاب مىبينند.
بايد از نويسنده كتاب پرسيد: منظور شما از «ذكر صريح» چيست؟ به نظر مىرسد در اينجا، صراحت فقط به معرفى لفظى منحصر شده است.