81
4. حديث غدير
همه دانشمندان و تاريخنويسان بر اين امر اتفاقنظر دارند كه داستان غدير پس از بازگشت پيامبر(ص) از حجة الوداع، در روز هجدهم ذيحجه به همراه 120 هزار تن از اصحاب اتفاق افتاده است و ايشان در آن روز با عبارتى روشن، بدون كنايه و اشاره، فرمود: «هركه را من مولاى اويم، اين على مولاى اوست...». 1
«ابو اسحاق ثعلبى» در تفسير خود با بيان اسناد مىگويد:
چون پيامبر(ص) اين سخنان را گفت، گفته او در همه جا پيچيده و در تمام شهر و ديار منتشر شد، داستان به گوش «حرث بن نعمان فهرى» رسيده، بر شترى سوار شد و به مدينه آمد. جلوى مسجد پيامبر شتر خود را خواباند و زانوى شتر را بست و وارد مسجد شد. مقابل رسول خدا(ص) زانو به زمين زد و گفت: «يا محمد! به ما دستور دادى كه شهادت دهيم خدايى جز خداى يكتا نيست و تو فرستاده خدايى، از تو پذيرفتيم و به ما امر كردى هر شبانهروز پنج نوبت نماز بخوانيم و ماه رمضان را روزه بگيريم و حج خانه خدا را بهجا آوريم و زكات مالهايمان را بپردازيم؛ همه اينها را از تو قبول كرديم. سپس به اينها راضى نشدى تا اينكه دستهاى پسر عمويت را بالا بردى و او را بر همه برترى دادى و گفتى: هركس را كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. آيا