79ابىطالب(ع) را گرفته بود، فرمود: اى مردم! آيا مىدانيد كه من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟ گفتند: آرى يا رسول الله! آنگاه فرمود: هركس را كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. اين عبارت را چهار مرتبه تكرار كرد».
احمد در كتاب الفضائل، از قول «عفان» به نقل از «حماد بن سلمه» و او از «على بن زيد» و او از قول «عدى بن ثابت» به نقل از «براء بن عازب» مىگويد:
در خدمت رسول خدا(ص) بوديم و در غدير خم فرود آمديم، منادى ندا داد: «الصلاة جامعة» جمع شويد و بين دو درخت را براى رسول خدا(ص) هموار كردند، نماز ظهر را خواند و دست علي(ع) را گرفت و گفت: «خداوندا! هركه را من مولاى اويم، اين على مولاى اوست». بعد از آن، «عمر بن خطاب» نزد على رفت و گفت: «گوارا باد بر تو اى پسر ابوطالب! تو در همه حال مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى!»
و در روايتى آمده است:
پيامبر(ص) گفت: «خداوندا! يارى كن هركه او را يارى كند و خوار و ذليل كن هركه را كه او را خوار سازد و دوست بدار هركه را كه دوست او باشد و دشمن بدار هركه او را دشمن بدارد».
و همه اين روايتها را احمد بن حنبل در كتاب الفضائل با اضافاتى نقل كرده است. اگر كسى بگويد: روايتى كه مىگويد: «عمر گفت: تو در همه حال مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى، روايت ضعيفى است»، پاسخ اين است كه اين روايت صحيح است. روايت ضعيف، روايتى است كه «ابوبكر احمد بن ثابت خطيب» از «عبدالله بن على بن محمد بن