70
حقيقت اين مقام همان چيزى است كه در ابتدا بيان كرديم و آن، اينكه ولى از نبى و پيامبر بزرگتر نيست، مگر از جهت ولايت. در غير اين مورد، نبوت و رسالت بزرگتر از آن است كه كسى جز پيامبر و رسول بدان مرتبت دسترسى يابد و وقتى كسب مرتبه آن براى ديگران غيرممكن باشد، پس چگونه امكان تفوق بر آنهاست! ما اين مسئله را يك بار ديگر نيز بسط خواهيم داد تا هرگونه نزاع و ترديدى رفع گردد و حق در جايگاه خود قرار گيرد.
حال كه علامه سيد حيدر آملى(ره) از ديدگاههاى مشايخ بزرگ، به منظور تبيين ابعاد ولايت بهره جسته، بهتر است نظر برخى مشايخ بزرگ و حكماى متأخر را نيز در اينجا يادآور شويم تا هنر شگفتآور اين عارف بزرگ در اثبات ولايت بهعنوان ركن ركين عرفان اسلامى، بيش از پيش آشكار شود.
مرحوم «آقا محمدرضا قمشهاى(قدسسره)» در رسالهاى كه درباره ولايت ذيل فصّ شيثى فصوص الحكم شيخ اكبر نگاشته است، در تعريف ولايت و اقسام آن گفته است:
ولايت از ولى به معناى «قرب» است و آن يا عام است كه شامل جميع مؤمنين مىشود و خداى عزّوجلّ در قرآن بدان اشاره كرده است:
اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
(بقره: 257).
كسانى كه ايمان به خداى تعالى مىآورند، اولياى خداى تعالى محسوب مىشوند همانا قرب امرى رضايى است كه به خدا و اولياى او متصف مىگردد و براى قرب مراتب و درجاتى است: 1
يكى از آن مراتب، اعتقاد جازم و قطعى سالك است بدون آنكه