69بالاتر از آنها مرتبه ديگر چه دنيايى و چه آخرتى فرض شود و از اين بابت است كه اوليا و اوصيا هميشه در قوانين شرعى و احكام الهى نيازمند به پيامبران و رسولان هستند. حضرت علي(ع) در اين مورد مىگويد:
«عَلَّمَنِي رَسُولُ اللهِ(ص) أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ فَفَتَحَ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ باب» . 1
در اينجا علامه سيد حيدر آملى(ره) ضمن تبيين ولايت و نبوت و تعريف ولى، نبى و رسول و نيز تلقى شيعه از ولايت ائمه معصوم(عليهمالسلام)، به الحاد فرقه «اسماعيليه» و «نصيريه» اشاره مىكند و مىگويد:
واگر خوب بررسى شود، در خواهى يافت كه الحاد اسماعيليه چيزى جز الحاد آنها نسبت به اين مقام (ولايت) و عدول آنها از اين مرتبه نبوده است. همچنين فرقه نصيريه؛ زيرا اسماعيليه وقتى مشاهده كردند كه باطن مهمتر از ظاهر است و دريافتند كه ظاهر از هر جهت به باطن احتياج دارد، گفتند پس اوليا از پيامبران برترند و حضرت على(ع) از پيامبر(ص) بزرگتر است و به اين ترتيب در مسائلى افتادند كه نبايد بدان دچار مىشدند و به جاهايى كشيده شدند كه نمىبايست مىرفتند. از آنها و پيروانشان به خداوند سبحان پناه مىبريم. نصيريه نيز هرگاه از امام على(ع) چيزى را مىديدند كه امكان صدور آن از جانب رسول و نبى يا هيچ بشر ديگرى بهطور مطلق نبوده است، آنگاه برايش الوهيت قائل شده و به خدا كفر ورزيدند و اگر مىدانستند كه اين اعمال از خصوصيات ولايت است و اين ولايت از طريق وراثت و خليفه شدن خداوند و رسولش به دست مىآيد، به آن راهها كشيده نشده و در آن مسائل نمىافتادند.