68نيست، مگر آنكه نبى باشد و نبى نمىباشد، مگر آنكه ولى باشد. پس جايز است كه گفته شود در اين حالت ولايت بالاتر از نبوت در نبى مىباشد و همچنين جايز است كه گفته شود نبوت بالاتر از رسالت در شخص رسول مىباشد؛ براى اينكه ولايت اقدم و اسبق در شخص نبى است و بلكه علت نبوت مىباشد و همچنين جايز است گفته شود نبوت بالاتر از رسالت در شخص رسول است؛ براى اينكه اقدم و اسبق در شخص رسول است و بلكه علت رسالت مىباشد. نكته ديگرى كه بايد متذكر شويم، اين است كه به اتفاق همه عرفا، رسول بالاتر از نبى مىباشد و رسالت بالاتر از نبوت است به خاطر جامعيت رسول و جامعيت رسالت. پس ممكن نيست كه صاحب مقام پايينتر بر صاحب مقام بالاتر برترى يابد، مگر بر وجهى كه تقدير كرديم.
بدانكه مثال اين صورت، مثال شخصى است كه داراى علم تفسير و علم فقه و علم طب مىباشد. بنابراين، در موردش گفته مىشود كه بُعد تفسيرش بالاتر از بُعد فقهىاش مىباشد و بُعد فقهىاش بالاتر از بعد طبش مىباشد و تمام آنها راجع به شخص واحدى است، اگرچه صاحب تفسير جامع كل باشد و از اين حيث ولى دائماًتابع نبى و رسول است و نبى دائماً تابع رسول و اولوالعزم از آنها مىباشد.
بنابراين آنچه شيعيان بر آن معتقدند كه اميرالمؤمنين، علي(ع) بزرگتر و برتر از همه انبيا و اوليا، پس از پيامبر اكرم(ص) است و فرزندان معصومين او(عليهمالسلام) نيز همينطور. يعنى مرتبه ائمه معصومين ما از حيث ولايت، عظيمتر از مرتبه آن انبيا و رسل از جهت ولايت است لاغير و در اين شكى نيست، وگرنه مرتبه نبوت و رسالت بزرگتر از آن است كه