128قرب همان ارتفاع وسايط ميان شيء و موجد اوست. بر اساس ترتيب موجودات، ملائكه كه عقول و نفوس و ارواح و قوا هستند، هر آينه در قرب درگاه حضرت حق جاى دارند، اما از جهت بساطت و تجردى كه ايشان را هست، در مرتبه خاص راه ندارند. اين مرتبه خاص، مقام فناى فىالله است كه مخصوص ولىالله اعظم است. هر چند ملائكه در مرتبه هستى، شرافت دارند، ولى در جمعيت اسما و صفات الهى و حقايق كَونيه، پيامبر ما، اكمل از ملك مقرب است. ازاينرو، به حسب اين مقام است كه مىفرمايد:
لِي مَعَ اللهِ وَقتٌ لا يَسعُنِي فِيهِ مَلكٌ مُقَرَّب وَلا نَبِيٌّ مُرسل. 1
مرا با خدا حالاتى است كه نه ملك مقرب در آن مىگنجد، نه نبى مرسل.
مولوى، حقيقت محمد(ص) را باطن شجره طيبه انبيا و اولياى الهى
مىداند و آن را به شيره حيات درختى تشبيه مىكند كه آن شيره، در ريشه و ساقه و شاخههاى آن جارى است:
ظاهراً آن شاخ اصل ميوه است
باطناً بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودى ميل و اميد ثمر
كى نشاندى باغبان بيخ شجر
پس به معنا آن شجر از ميوه زاد
گر به صورت از شجر بودش ولاد
بهر اين فرموده است آن ذوفنون
رمز «نحن الآخرون السابقون»
گر به صورت من زآدم زادهام
من به معنى جد جد افتادهام
اول فكر آمد آخر در عمل
خاصه فكرى كو بود وصف ازل 2