113
ثمّ انّها اعتزلت القوم ولم تزل تندب رسول الله(ص) وتبكي حتّي لحقت به. 1
آنگاه فاطمه عليها السلام از مردم كناره گرفت ودائماً بر رسولخدا(ص) ندبه مىكرد و مىگريست تا به آن حضرت ملحق شد.
16. گريه فاطمه عليها السلام بر مادرش
يعقوبى مىگويد:
ولمّا توفيت خديجة جعلت فاطمة تتعلق برسول الله(ص) و هي تبكي وتقول: أين امّي؟ 2
چون خديجه رحلت نمود فاطمه در حالى كه مىگريست خود را به رسولخدا(ص) رسانيد وگفت: كجاست مادرم؟
17. گريه فاطمه عليها السلام بر رقيه
ابن شبّه به سندش از ابن عباس نقل كرده كه گفت:
لما ماتت رقية بنت رسول الله(ص) قال رسول الله(ص) : الحقي بسلفنا الخير عثمان بن مظعون... فبكت فاطمة علي شفير القبر، فجعل النبي(ص) ، يمسح الدموع عن عينيها بطرف ثوبه. 3
چون رقيه دختر رسولخدا(ص) رحلت كرد، حضرت(ص) فرمود: به سلف خير ما عثمان بن مظعون ملحق باد... در اين هنگام بود كه فاطمه كنار قبر گريست وپيامبر(ص) اشكهاى او را با گوشه لباسش از چشمانش پاك كرد.