89
رأيت ربي عزوجل، شاب أمرد جعد قطط عليه حمراء.
خداوند را به صورت نوجوانى ديدم كه هنوز موى صورتش در نيامده بود و سرش پر مو، پيچ پيچ (فرفرى) و داراى زيورآلات سرخ بود.
ابويعلى حنبلى در كتاب ديگرش مىنويسد: «ابوزرعه دمشقى» اين روايت را صحيح مىداند و احمد بن حنبل مىگويد:
هذا حديث رواه الكبر عن الكبر عن الصحابة عن النبي(صلى الله عليه و آله ) فمن شك في ذلك أو في شيء منه فهو جهمي لا تقبل شهادته و لا يسلم عليه، و لا يعاد في مرضه. 1
اين حديث را بزرگان از بزرگان از صحابه روايت كردهاند و هركس در صحت اين روايت شك كند، جهمى است و شهادت او پذيرفته نيست. نبايد به او سلام كرد و نبايد هنگام بيمارى از وى عيادت كرد.
خداي وهابيان غير از ريش و عورت، همه چيز دارد
ابوبكربن عربى مىگويد:
فردى كه مورد وثوق من بود نقل كرد كه ابويعلى (امام و پيشواى ابنتيميه) مىگويد: « إذا ذكر الله تعالى و ما ورد من هذه الظواهر في صفاته يقول ألزموني ما شئتم فإني التزمه إلا اللحية و العورة » 2؛ «نسبت به آنچه در صفات حق گفته مىشود، از