196نمىكنند؛ مثلاً آياتى را كه در مكه خطاب به مشركاناست و ناكار آمدى بتها و عملكرد غلط آنان را بيان مىكند، به ديگر مسلمانان نسبت مىدهند و بر اساس آنچه خود برداشت كردهاند آيات قرآن را تفسير مىكنند. در اينجا به چند نمونه از اين آيات اشاره مىكنيم:
قرآن كريم درباره عملكرد مشركان در پرستش بتها مىفرمايد:
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ (زمر:3)
و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند [و مىگفتند] اينها را نمىپرستيم مگر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند.
در اين آيه منظور از پرستش غير خدا، همان پرستش بتهاست كه نمىتوانند، سود و زيانى وارد كنند. وهابيان براى نهى از زيارت انبيا و اوليا از اين آيه استفاده مىكنند و زيارت و توسل را پرستش ولى و نبى مىدانند. 1
نقد و ارزيابي
در تعريف عبادت و توحيد ربوبى توضيح داده شد كههر نوع تعظيم و تكريمى عبادت محسوب نمىشود، بلكه اگر ولى و نبى را با انگيزه ربوبيت تكريم كنند، عبادت و پرستش تحقق مىيابد. در صورتى كه هيچ زائرى چنين انگيزهاى ندارد و فقط تكريم و احترام، مورد نظر اوست و شخص زيارتشونده را مستقل در تأثير هم نمىداند.
همچنين آنان آياتى را كه درباره اعتقادات نادرست يهود و نصاراست،