105
وَ لَوْ تَرىٰ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلاٰئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبٰارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِيقِ
و اگر ببينى كافران را هنگامى كه فرشتگان [مرگ]، جانشان را مىگيرند، درحالىكه بر صورت و پشت آنها مىزنند و [مىگويند:] بچشيد عذاب سوزنده را [به حال آنان تأسف خواهى خورد].
آيه به اين علت به بقاى روح در عالم برزخ دلالت دارد كه افزون بر گرفتن روح كافران و زدن بر صورت و پشت آنان، وعده چشيدن عذاب را نيز داده كه اين عذاب براى روح آنان است. اگر قرار به فناى روح بود، ديگر احساسى باقى نبود تا عذاب را بچشد.
7. از ديگر دلايل قرآنى بر وجود برزخ، سخن شعيب(عليه السلام) با مردگان قومش است. قرآن، كلام حضرت شعيب را با قوم نافرمانش كه دعوت او را نپذيرفتند و به هلاكت رسيدند، اين چنين بيان مىكند:
فَتَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسىٰ عَلىٰ قَوْمٍ كٰافِرِينَ (اعراف: 93)
و از آنان روى بر تافت و گفت: «اى قوم من! رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و براى شما خيرخواهى نمودم. با اين حال، چگونه بر حال قوم بىايمان تأسف بخورم؟!».
در اينجا حضرت با كسانى سخن مىگويد كه از دنيا رفتهاند. اگر آنان حيات برزخى نداشتند، اينگونه خطابكردن آنان لغو و بيهوده بود.
8. دليل ديگر، سخنگفتن حضرت صالح(عليه السلام) با قوم نافرمان اوست كه