83را متعه مىكرديم تا اينكه عمر در زمان خلافتش در پيشامدى كه مربوط به عمرو بن حريث بود از نكاح موقت نهى كرد. 1
در روايت ديگرى، مسلم نيشابورى به سندش از ابونضره نقل مىكند:
نزد جابر بن عبدالله انصارى بودم كه شخصى آمد و گفت: «عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبير در مسئله نكاح موقت و عمره تمتع اختلاف كردند». جابر گفت: «ما در زمان رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) هر دو را انجام داديم تا اينكه عمر به خلافت رسيد و از آنها نهى كرد. بنابراين ديگر انجام نداديم». 2
روايات ديگرى نيز در كتب ديگر اهل تسنن درباره اين موضوع وجود دارد كه همگى حكايت از حليت آن در عهد رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) و خلافت ابوبكر و مدتى از خلافت عمر دارد و شخصِ خليفه دوم بوده كه آن را حرام كرده است. 3
«بيهقى» در كتاب «السنن الكبرى» و «طحاوى» در كتاب «شرح معانى الآثار» و در غير اين دو كتاب، عبارت زير را از خليفه دوم نقل كردهاند:
متعتان كانتا على عهد رسول الله و أنا انهى عنهما و اعاقب عليهما. 4
دو متعه در زمان رسول خدا بود كه من از آنها نهى مىكنم و فاعلش را مجازات مىنمايم.
سيوطى از دانشمندان بنام اهل تسنن در كتاب تاريخ خلفا و ابوهلال