82در تفسيرش به نقل از مجاهد، نزول اين آيه را در مورد نكاح موقت مىداند و از ابونضره چنين نقل مىكند:
از ابن عباس درباره نكاح موقت پرسيدم. گفت: «آيا سوره نساء را نخواندهاى؟» گفتم: «آرى». گفت: «آيا آيه « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً » را نخواندهاى؟» گفتم: «به اين گونه كه تو مىخوانى نخواندهام؛ وگرنه از تو نمىپرسيدم». گفت: «آيه اينگونه است». در روايت ديگرى سه بار سوگند خورد كه آيه را خداوند اينگونه نازل كرده است. حكم گفت: على(عليه السلام) مىفرمود: «اگر عمر از نكاح موقت نهى نكرده بود، جز فرد شقى و بدبخت، كسى مرتكب زنا نمىشد». 1
گروهى از صحابه نيز نكاح موقت را حلال مىدانند. قرطبى در تفسيرش نوشته است: «ابوبكر طرطوسى گفت: نكاح موقت را عمران بن حصين و ابن عباس و بعضى از صحابه و جماعتى از اهل بيت(عليهم السلام) جايز مىدانند». 2
روايات فراوانى در كتابهاى اهل تسنن از صحاح و غير آن، بر حليت نكاح موقت دلالت دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
مسلم به سند خودش از عطاء روايت مىكند:
جابر بن عبدالله براى مناسك عمره به مكه آمد. به ديدار او رفتيم و مردم از او مسائل گوناگونى پرسيدند. سخن از حكم نكاح موقت پيش آمد. جابر گفت: «ما در زمان رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) و در خلافت ابوبكر و عمر متعه مىكرديم».
در روايت ديگرى مسلم از جابر بن عبدالله انصارى نقل مىكند:
ما در زمان حيات پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) و خلافت ابوبكر با مقدارى از خرما يا آرد، زنان