81او مسلمانان را از اين عمل منع نمود و مرتكبان آن را به سنگسار كردن تهديد كرد. از نظر ما، ديدگاه دوم صحيح است و آيات و روايات فريقين نيز آن را تأييد مىكنند.
خداوند در قرآن به حليت و جواز متعه تصريح مىكند و مىفرمايد:
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ فِيمٰا تَرٰاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً ) (نساء:24)
و زنانى را كه متعه مىكنيد، واجب است مهر آنان را بپردازيد و گناهى بر شما نيست در آنچه پس از تعيين مهر با يكديگر توافق كردهايد. خداوند دانا و حكيم است.
ابن كثير در كتاب تفسيرش مىنويسد:
به عموم اين آيه، بر جواز نكاح متعه استدلال شده است. بىشك، متعه در ابتداى اسلام مشروع بوده و پس از آن نسخ شده است. شافعى و طايفهاى از علما معتقدند: متعه مباح بود، سپس نسخ، دوباره مباح و سرانجام براى هميشه نسخ شد. برخى به نسخ بيش از دو بار معتقدند. جمعى نيز گفتهاند كه اول مباح بود و سپس براى هميشه نسخ شد. عبدالله بن عباس و جماعتى از صحابه معتقدند كه در حال ضرورت، حلال است و از امام احمد بن حنبل نيز روايتى مبنى بر حليت در حال ضرورت نقل شده است.
ابن عباس، ابى بن كعب و سعيد بن جبير اين آيه را به اين نحو مىخواندند: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» 1طبرى