70آنان سخن «ابن جوزى» را دراينباره نقل مىكنند كه گفته است:
هر حديثى را كه ديدى با عقل مخالف يا با اصول پذيرفته شده در تناقض باشد، بدان كه ساختگى است و خود را براى اعتبار بخشيدن به آن به تكلّف مينداز.
از احمد بن حنبل و ابن جوزى نقل شده كه هر دو اخبار مربوط به كشت و كشتارها و پيشبينى آينده را بىاعتبار مىدانند. برخى با تكيه بر اينكه اخبار مربوط به حضرت مهدى(عج) نيز از نوع اخبار مربوط به كشت و كشتارها و امور آينده است، اين قاعده را بر مهدى منتظر(عج) نيز تطبيق داده و آنها را با عقل خويش در تعارض يافتهاند.
در اينجا قصد بحث درباره جزئيات موضوع را نداريم و تنها به بيان چند نكته كلى بسنده مىكنيم:
1. خاستگاه اصلى نقد عقلانى احاديث حضرت مهدى(عج) - چنانكه از همه مثالهاى مورد مناقشه منكران برمىآيد - در اصل نظريه نيست، بلكه در جزئيات مربوط به آن است.
همانگونهكه در فصل چهارم ديديم، ميان اصل و جزئيات در احاديث حضرت مهدى(عج)، تفاوت بسيار است.
2. نيز يادآور شديم كه عقل، تنها مُدرك احكام و قضاياى كلى است و به امور و رويدادهاى خاص راهى نمىبرد. بنابراين، از آنجا كه قضيه مهدى موعود(عج) نيز يك امر شخصى و غيبى مربوط به آينده است، عقل در نفى و اثباتش راهى براى مداخله ندارد. در نتيجه، درگير كردن عقل و احكام عقلى در اين امر، ناشى از اندك بودن شناخت نسبت به امور عقلى و ميزان تأثيرگذارى آن است.