55كه امروزه قاديانىها مىكنند - ولى اين درست نيست كه اگر به يك مطلب حقى، باطلى چسبانده شد، اصل انكار شود. 1
خلافت رسول خدا(ص) نيز يك منصب حق است، ولى كسى نمىتواند به اين دليل كه گروهى از جاهلان، قاتلان، ستمگران و فاسقان بر مسندش تكيه زدهاند و نام اميرالمؤمنين بر خود نهادهاند، آن را انكار كند.
ناصرالدين البانى گفته است:
بسيارى از امور حق هست كه از سوى نااهلان بهرهبردارى شده است؛ براى مثال، گاه كسانى كه خود مجسمه جهالتاند، مدعى علم مىشوند؛ آيا هيچ عاقلى به دليل چنين سوءاستفادهاى، اصل علم را انكار مىكند؟! ما با مسأله مهدى نيز همينگونه برخورد مىكنيم و همانگونه كه در احاديث درست آمده، به آن ايمان مىآوريم و پيرايههايى را كه از طريق احاديث ضعيف [يا كارهاى جاهلان و مغرضان] بر آن بسته شده است را دور مىريزيم. به اين ترتيب، ميان اثبات آنچه در شرع آمده و بين آنچه طبق معيارهاى عقل سليم قابل پذيرش است، سازگارى ايجاد مىكنيم. 2
عباد گفته است:
وجود مهدىنمايان كه هرازچندگاهى ظهور مىكنند و به مسلمانان زيانهاى بسيارى وارد مىآورند، تأثيرى در ايمان داشتن به كسى كه رسول خدا(ص) در احاديث او را تصديق كرده است، نمىگذارد و او «همان [امام] مهدى[(عج)] است كه