40مىكند)، اما اين احاديث متواتر درباره [امام] مهدى[(عج)]، با مذهب ناصبىها و خوارج، مخالفت دارد. ازاينرو، از هر راهى كه توانسته، هرچند نابجا، آنها را نقد كرده است. 1
حق اين است كه «شريف احمد صديق غمارى» حق سخن را در اثبات حقيقت اين مسأله و رد منكران حضرت مهدى(عج)، ادا كرده است و نيازى به افزودن چيزى بر آن نيست. او بهخوبى نشان داده است كه از قهرمانان علوم حديث است. از ادبى فراوان برخوردار است. دستى توانا و سينهاى گشاده دارد. بايد از او دراينباره تشكر كرد. خداوند به او پاداش نيكو دهد.
واى بر كسى كه درباره اين دانشمند مخلص مىگويد: «او به گذشته تعلق دارد و كهنهپرست است»!
21. «ناصرالدين البانى شامى» (معاصر) زير عنوان «پيرامون [امام] مهدى[(عج)]»، در ستون «من القراء و اليهم» (مجله التمدن اسلامى دمشق، ش 27 و 28، ص642، سال 22)، مىنويسد: «بايد دانست كه درباره ظهور [امام] مهدى[(عج)]، احاديث صحيح بسيارى وجود دارد كه اسناد بخش بزرگى از آنها صحيح است».
وى سپس به نقل برخى از اين روايات مىپردازد و با نقل سخن صديق خان در «الاذاعه»، زير عنوان «شبهات حول احاديث المهدى» مىگويد:
رشيد رضا و ديگران، احاديث [حضرت] مهدى[(عج)] را يك به يك مورد بررسى قرار ندادهاند و درصدد يافتن اسناد لازم آنها برنيامدهاند. اگر چنين مىكردند، حتى در امور غيبيهاى كه برخى