99بپرهيز؛ زيرا خود شاهد بودم كه آل ابىسفيان به چنين كارى اقدام كردند [و خون آنان را ريختند] و اندكى بيش حكومتشان باقى نماند. و السلام».
عبدالملك پس از نوشتن اين نامه آن را مهر و موم كرد و مخفيانه به سوى حجاج فرستاد و به او پيغام داد اين راز را مخفى بدارد. ولى اين راز براى على بن الحسين(ع) مكاشفه شد. از اين رو، در نامهاى به عبدالملك نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم. از على بن الحسين به عبدالملك بن مروان. امّا بعد، تو در فلان روز از فلان ماه نامهاى به حجاج نسبت به ما فرزندان عبدالمطلب با چنين مضمونى نوشتى. خداوند نيز اين عمل تو را بدون پاداش نمىگذارد».
آنگاه نامه را در همان روز براى عبدالملك فرستاد. وقتى نامه على بن الحسين(ع) به دست عبدالملك رسيد، دانست كه نامه على بن الحسين(ع) درست همان روزى نوشته شده كه وى به حجاج نامه داده بود. همچنين دريافت درست همان روزى كه وى غلامش را به سوى حجاج فرستاده بود، در همان روز، غلام على بن الحسين(ع) از مدينه به سوى او رهسپار شده است. از اين رو، بهدرستى گفتار و بزرگى و صلاح على بن الحسين(ع) پى برد و غلام آن حضرت را گرامى داشت و هديههايى براى امام فرستاد. 1