98
سزاى ريشخندكنندگان امام سجاد(ع)
امام زين العابدين(ع) در مجلسى مىفرمود: «مرگ ناگهانى براى مؤمنان تخفيف [عذاب] و براى كافر، اندوه است. مؤمن، غسلدهنده و بر دوش گيرنده خود را مىشناسد. اگر براى او خيرى نباشد، آنها را سوگند مىدهد كه او را ديرتر ببرند». در اين هنگام، «ضَمْرَة بن سَمُرَه» [منافق] كه آنجا بود، گفت: «من كه از روى تخت غسل پايين مىپرم». اين حرف را گفت و خنديد. ديگران نيز خنديدند. امام دعا كرد: «خدايا ضمرة در برابر سخن فرزند پيامبرت خنديد و ديگران را خنداند. پس او را به بدبختى بكشان». امام پس از اين سخن برخاست و رفت. مدتى نگذشت كه غلام ضمرة آمد و گفت: «ضمرة ناگهانى مُرد و از او شنيدم كه وقت مرگ مىگفت: واى بر ضمرة بن سمره! آنها كه به من نزديك بودند، از من دور شدند. به دوزخ افتادم و مسكن و مأوايم در آنجا قرار گرفت». امام فرمود: «الله اكبر! اين است سزاى كسى كه به كلام فرزند رسولخدا(ص) بخندد و ديگران را نيز بخنداند». 1
خبر دادن از نامه عبدالملك
از «عبدالله زاهد» نقل شده است كه وقتى «عبدالملك بن مروان» خلافت را بر عهده گرفت، نامهاى بدين مضمون به «حجاج بن يوسف» نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم. از اميرالمؤمنين، عبدالملك بن مروان به حجاج بن يوسف. اما بعد، از ريختن خون فرزندان عبدالمطلب