120تا مرا ديد، فرمود: به خدا سوگند، به وعدهاى كه به آن جوان داده بوديم، وفا كرديم! عرض كردم فدايت شوم، راست مىگوييد. به خدا سوگند، خود او نيز هنگام مرگ همين سخن را به من گفت». 1
دعاى امام صادق(ع)
«ابوبكر بن دُرَيْد» از «زرام ابوقيس» نقل مىكند: «منصور مرا به سوى جعفر بن محمد بن على بن حسين فرستاد تا حضرت را نزدش ببرم. در ميان راه كه حضرت را نزد منصور مىبردم كه در «حيره» بود، چون به بلندى نجف رسيديم، جعفر بن محمد از مركب پياده شد. وضو ساخت و دو ركعت نماز گزارد. سپس دست به دعا برداشت. به او نزديك شدم و شنيدم كه مىگفت: بار خدايا! از تو كمك و فتح مىخواهم و از تو نجات مىطلبم و به پيامبر و بندهات، محمد متوسّل مىشوم. بار خدايا! حزن و اندوه او را بر من آسان گردان و سختىها را بر من هموار ساز و از خير و نيكى بيش از آنچه اميد دارم، به من بده و شر و بدى را بيش از مقدارى كه مىترسم، از من دور گردان.
سپس حضرت سوار مركب شد و به راه افتاد. چون به بارگاه منصور
رسيد و او از حضور حضرت باخبر شد، درها را باز كرد. سپس منصور براى احترام به حضرت بلند شد و دست حضرت را گرفت و كنار خود نشاند. سپس از حال امام صادق(ع) پرسيد». 2