66ربيع نيز نقل مىكند كه شافعى گفته است:
كارهاى مُحدَثه (نوظهور) بر دو گونه هستند: يك بخش كه مخالف با كتاب خدا، سنت، اجماع، يا اثَر است... كه اين، بدعت، ضلالت و گمراهى است، دومين بخش بدعت، امور نوظهورى است كه جنبه خير داشته و كسى در خير بودن آن شك نداشته باشد و اين، يك عمل نوظهورِ غيرِ ناپسند است. 1
ب) «ابن حزم» گفته است:
بدعت در دين، هر چيزى است كه در قرآن كريم و سنت رسولخدا(ص) نيامده باشد. اما بخشى از بدعت بهگونهاى است كه بد نبوده و خوب است. آورنده آن نيز مستحق دريافت اجر و پاداش خواهد بود و آن، بدعتى است كه اصل آن، اباحه 2 باشد. 3
ج) «ابوحامد غزّالى» گفته است:
مبادا كسى بگويد فلان عمل پس از رسول خدا(ص) ابداع شده؛ چرا كه هر چيزى كه ابداع شود، مورد نهى واقع نشده است. بلكه آنچه مورد نهى واقع شده، بدعتى است كه در تضاد با سنت ثابته بوده، امرى از اوامر شريعت را در عين اينكه علت شرعى آن باقى است، از ميان بردارد. حال كه چنين است، در بعضى از موارد و احوال كه اسباب و علل تغيير مىكند، بدعت حتى واجب نيز مىشود. 4
د) «شيخ عبدالحق دهلوى» در شرح مشكات چنين نقل كرده است: