64كرده است و اين ابداع يا افزودن چيزى بر دين است يا كم كردن چيزى از آن، بدون استناد به دين».
ديگرى بدعت را حتى اگر يك كلمه باشد و در دين داخل شود، امرى ناپسند و موجب گمراهى مىداند. 1 دليل آن نيز اين است كه بدعت، كار نوظهورى است.
مسلم در صحيح خود از رسول خدا(ص) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
«مَنْ أحْدَثَ فِى أمْرِنَا هَذَا مَا لَيسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ» 2؛ «كسى كه در امر ما چيزى احداث كند كه در آن نباشد، مردود است».
پيشتر ديديم كه چگونه به حد تواتر روايت شده كه هر نوظهورى، بدعت و هر بدعتى، گمراهى و هر گمراهى، در آتش است. ولى با اين وجود، بدعت در كدام دوره از تاريخ قابل تقسيم بوده و بخشى از آن را بدعت خوب مىدانستهاند؟! اصلاً چرا در اين تناقضها فرو رفتهاند كه كسى بگويد: منظور از مُحدَثات، چيزهايى است كه در دين داخل شده باشد، اما ريشه در شرع نداشته باشد كه در عرف شرع بدعت ناميده مىشود. اما آن دسته از كارها كه ريشه و دليلى در شرع داشته باشد، بدعت نيست! 3 درحالىكه آنچه ريشه و دليلى در شرع داشته باشد، به هيچ وجه از محدثات نيست تا بعد بخواهيم عنوان بدعت را از آن نفى يا بدعت را به خوب و بد تقسيم كنيم!
شهيد اول در «قواعد» مىنويسد:
امورى كه پس از پيامبر اكرم(ص) در دين احداث شده [است] به چند