137
ويَدَعُهُمْ ثُمَّ يَخْرُجُ أَيضاً فَيَجبيئوُنَ ويَقُومونَ خَلْفَهُ فَيَدْخُلُ ويَدَعُهُم مِراراً. 1
رسول خدا(ص) در ماه رمضان نماز خواندن خود را زياد مىكرد وقتى كه نماز مغرب و عشا را بهجا مىآورد، بعد از آن به نمازهاى مستحب مىپرداخت. مردم نيز پشت سر آن حضرت [به جماعت] مىايستادند و [در اين حال،] ايشان به داخل خانه خود رفته، آنها را ترك مىكردند. پس از لختى بازمىگشتند و همين ماجرا بارها تكرار مىشد.
بخارى نقل مىكند:
«يحيى بن بكير» از ليث از عقيل از ابن شهاب نقل مىكند كه گفت: «عروه به من خبر داد كه عايشه او را خبر داد كه رسول خدا(ص) در دل يكى از شبها به مسجد رفته و مشغول نماز شد. بعد كسانى رفتند و پشت سر ايشان به نماز ايستادند. چون صبح شد، اين خبر بين مردم پخش شد و در شب سوم تعداد زيادى [نيمه شب] در مسجد جمع شدند و چون پيامبر اكرم(ص) به مسجد آمدند، مردم نيز پشت سر ايشان نماز خواندند. چون شب چهارم شد، مسجد ديگر گنجايش جمعيت را نداشت تا اينكه آن حضرت براى نماز صبح بيرون آمد و چون از نماز فارغ شد، رو به مردم كرد و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت خود داد و فرمود:
«أمّا بَعْدُ، فَإنَّهُ لَمْ يخْفَ عَلَىَّ مَكَانُكُم، وَ لَكِنِّي خَشِيتُ أنْتُفْرَضَ عَلَيكُم فَتَعْجِزُوا عَنْهَا» 2؛ «اما بعد، نيت شما بر من آشكار است، لكن از اين مىترسم كه اين عمل بر شما واجب شود و آنگاه از