116«نخعى» و «شعبى» نسبت داده شده كه البته اين نسبت به اثبات نرسيده است.
در تاريخ آمده است پيامبر اكرم(ص) به زيارت قبر مادر خود رفت و گريست؛ به گونهاى كه اطرافيان خود را به گريه انداخت. سپس فرمود:
اسْتَأْذَنْتُهُ فِي أنْ أزُورَ قَبْرَهَا فَأَذِنَ لِي، فَزُورُوا الْقُبُورَ؛ فَإنَّهَا تُذَكِّرُ الْمَوْتَ. 1
از پروردگار خود اجازه خواستم تا قبر او (مادرم) را زيارت كنم و او به من اجازه داد؛ پس قبرها را زيارت كنيد كه شما را به ياد مرگ مىاندازد.
همچنين فرموده است:
«مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي»
2
؛ «هركس قبر مرا زيارت كند، قطعاً مشمول شفاعت من خواهد شد».
در كلامى ديگر نيز مىفرمايد
:«مَنْ حَجَّ فَزَارَ قَبْرِي بَعدَ وَفَاتِي، كَانَ كَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي» 3؛ «هركس حج گزارد و قبر مرا پس از مرگم زيارت كند، همچون كسى است كه در زمان حياتم مرا زيارت كرده باشد».
دهها روايت ديگر در اينباره از آن حضرت، از شيعه و سنى، وارد شده است. از اينرو، سخن ابنتيميه كه در استحباب زيارت قبر پيامبر اكرم(ص) شك كرده و در «منهاج السنّه» و ديگر آثار خود بدان پرداخته و اينكه معتقد است روايتهايى كه درباره زيارت قبر نبى(ص) وارد شده، ضعيف و بلكه جعلى است، سخنى نارواست. البته «مقدسى» مىنويسد كه ابن تيميه به زيارت نبى اكرم(ص) معتقد بوده است. سپس از او نقل مىكند: