103دسته از آنها كه با دين پيوند دارند، در روزگار رسول خدا(ص) بسيار محدود بوده است. اما بايد دانست كه اين محدوديت مانع از اين نمىشود كه اين حديث شريف شامل ديگر علومى شود كه مسلمانان براى فهم بهتر كتاب و سنت از خود خلق كردهاند؛ مانند علم لغت، صرف، نحو، بلاغت يا فقهى كه در طى قرنها تدوين يافته است؛ زيرا اين حديث درصدد بناى قاعدهاى كلى است و بنابراين، هيچ مسلمانى حق ندارد اين دانشها را به اين دليل كه در دوران رسالت موجود نبوده است، بدعت بداند؛ زيرا شأن شارع مقدس اين است كه اصول و قواعد و ضوابط را بيان كند، نه مصداقهاى خارجى را؛ به ويژه مصداقهايى كه در عصر آن حضرت وجود نداشته است.
شكى نيست كه حفظ قرآن و سنت نبوى از تباهى و نابودى، از واجبات مسلمانان است؛ زيرا اسلام دينى منطقهاى نبوده، بلكه دينى جهانى است. همچنين يك دين موقت و دورهاى هم نيست، بلكه پاياندهنده همه اديان است و طبيعت اين دين اقتضا مىكند متون احاديث و نصوص، همچنين سنتهاى آن، باقى بماند تا نسلهاى آينده به آنها مراجعه كنند.
از اينرو، پس از درگذشت پيامبر اكرم(ص) مسلمانان مهمترين وظيفه خود را حفظ قرآن از نابودى دانستند؛ به ويژه پس از اينكه شمار بسيارى از قاريان در جنگها به شهادت رسيده بودند و خسارتهاى جبرانناپذيرى به مسلمانان وارد آمده بود. بنابراين، اين حكم كلى كه وجوب حفظ قرآن است، مبدأ اجراى عمليات مختلفى براى اين كار در طول زمان شد كه البته همه اين كارها، امور دينى و برگرفته از حكم كلى
هستند كه آن، همان لزوم حفظ قرآن و سنت است. اينجا بود كه