57شهادت بودند؛ اما اولين مبارز خاندان وحى، فرزند ارشد امام، على اكبر بود. او بزرگترين فرزند امام 1 و مادرش ليلا دختر ابىمرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود. 2
امام بدون تأمل و درنگ به او اذن ميدان داد. هنگامى كه على اكبر راهى ميدان شد، امام انگشت سبابۀ خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت:
«خداوندا! بر آنان شاهد باش، جوانى را به سوى آنان فرستادم كه از نظر سيما و سيرت و كمال، شبيهترين مردم به فرستادۀ توست و هرگاه ما به ديدار پيامبر تو مشتاق مىشديم، به جمال او نظر مىكرديم.
پروردگارا! بركات زمينى را از آنان دريغ دار، جمعيتشان را متفرق گردان و اميرانشان را از آنان راضى مگردان! آنان ما را دعوت كردند تا به يارى ما برخيزند، اما هماكنون بر ما تاختهاند و از كشتن ما ابايى ندارند و بر آن هستند كه كسى از ما زنده نماند». 3
سپس امام عمر سعد را نفرين كرد و با آواز بلند قرآن تلاوت فرمود: إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ