154عاقل بودند و اينها فريفته و نادان هستند؛ زيرا كسى جز ناپاكان، پيامبران و فرزندان آنان را نمىكشد».
يزيد سرافكنده شد و دستور داد آنان را از مجلس بيرون ببرند 1 و سر مقدس امام حسين(ع) را در قصر آويزان كنند. 2 خانهاى در نزديكى قصر، محل استقرار خاندان نبوت شد. 3 يزيد كه نقشههاى خود را خنثا و برنامههايش را ملغا مىديد، دستور داد تا خطيب مسجد جامع در اجتماع مردم از على(ع) و حسين(ع) بد بگويد.
افشاگرى امام سجاد(ع)
مسجد پر از جمعيت بود. خطيب متملق شام در وصف معاويه و يزيد سخن گفت و تمامى فن و هنر خود را در اهانت به على(ع) و حسين(ع) به كار گرفت.
حضرت زين العابدين(ع) كه در مجلس حاضر بود، فرياد زد: «واى بر تو! خشنودى مخلوق را بر خشم خداوند ترجيح دادهاى؟! عاقبت خود را در آتش خوب بنگر!»
آنگاه فرصت خواست تا از فراز منبر سخن گويد.