96از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: زود است كه مردانى از امتم از ناحيه مشرق خروج كنند، آنان قرآن مىخوانند ولى از گلوهايشان تجاوز نمىكند؛ و چون شاخى از آنها خروج كند شكسته شود تا دجال در ميان بقيه آنها خروج نمايد.
ابوجعفر فراء از مواليان حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
شهدت مع على على النهر، فلمّا فرغ عن قتلهم قال: اطلبوا المخدج، فطلبوه فلم يجدوه، و امر ان يوضع على كل قتيل قصة فوجدوه في وهدة في منتقع ماء، رجل اسود منتن الريح، في موضع يده كهيئة الثدي عليه شعريات، فلمّا نظر اليه قال: صدق الله و رسوله، فسمع أحدى بنيه امّا الحسن او الحسين يقول: الحمدلله الذي اراح محمداً (ص) من هذه العصابة. فقال: لو لم يبق من امة محمد (ص) إلاّ ثلاثة لكان احدهم على رأي هؤلاء انّهم لفي اصلاب الرجال و ارحام النساء. 1
با على عليه السلام در كنار نهر حاضر بودم، و چون حضرت از كشتن آنها فارغ شد فرمود: (مخدج) را دنبال كنيد. گشتند و او را نيافتند، حضرت دستور داد تا بر هر كشتهاى كسى گذاشته شود و او را در چالهاى يافتند كه آب گنديده در آن جمع شده بود، او مردى سياه چهره و با بوى بد بود، و در موضع دستش همانند پستانى بود با موهايى. و چون حضرت به او نظر كرد فرمود: خدا و رسولش راست گفتهاند. پس از يكى از دو فرزندش حسن يا حسين عليهما السلام شنيد كه مىگويد: ستايش خدايى را سزاست كه محمد (ص) را از اين