48
حتّى قدمنا على النبي (ص) ، فذكرناه فرفع النبي (ص) يديه فقال: أللّهم انّي ابرأ ممّا صنع خالد مرتين. 1
پيامبر (ص) خالد بن وليد را به سوى قبيله بنى جذيمه فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند، ولى آنان نتوانستند به خوبى بگويند: ما اسلام آورديم و شروع كردند به گفتن: تسليم شديم تسليم شديم. خالد شروع به كشتن و اسير گرفتن از آنها نمود و به هر يك از ما اسيرى داد، تا اينكه روز فرا رسيد و خالد دستور داد هر يك از ما اسير خود را به قتل برساند. من گفتم: به خدا سوگند اسيرم را به قتل نمىرسانم و هيچ يك از اصحاب من نبايد اسيرش را به قتل برساند تا بر پيامبر (ص) وارد شويم. قصه را به حضرت عرض كرديم، او دستهايش را بالا برد و دو بار عرض كرد: بارالها! من از كارى كه خالد كرده بيزارم.
17. عصام مزنى مىگويد:
كان النبي (ص) إذا بعث السرية يقول: إذا رأيتم مسجداً أو سمعتم منادياً فلاتقتلوا احداً. 2
پيامبر (ص) هرگاه لشكرى را مىفرستاد مىفرمود: چون مسجدى مشاهده كرديده يا از منادى [اذان] را شنيديد كسى را به قتل نرسانيد.
18. عبادة بن صامت از رسول خدا (ص) نقل كرده كه فرمود:
من شهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له و أنّ محمداً عبده و رسوله، و أنّ عيسى عبدالله و رسوله و كلمته القاها إلى مريم و