175واجب است كه كوشش فراوان در جهت احياى برادرى اسلامى حقّ نمود تا عموم امّت، بر يارى دين خدا يكپارچه شده وبا محبت وپذيرش سلطه خدا ورسولش (ص) خود را به اسلام نسبت دهد. سخنان من در اينجا - اى برادران - متوجه اهل علم وفكر است... اعم از علما وطالبان علم... بايد قضايا ومسائل مورد بحث قرار گيرد، ونهايت كوشش در جدا كردن صواب از خطا به كار رود ورأى هر مجتهدى مورد احترام واقع گردد؛ چه خطا كرده يا به واقع رسيده باشد. وحملهكردن بر مجتهد يا اهانت به او روشى ناخوشايند در علم است، وخطاى او باعث نمىشود كه آبروى او ريخته شود، ومجوز آن نمىگردد كه عيبها را بر افراد بىگناه بار كرده وتهمتها به مردم نسبت داده شود.
بر اهل علم ودعوت واجب است كه ارزش آنچه را به او دعوت مىكنند روشن كنند، كه حق مخصوص يك عقيده و مسلك نيست، واختلاف در رأى مجوّز لجاجت يا غضب نيست. از شأن مجتهدان اين است كه اختلاف كنند، ونتايج آن نيز بدون تشنج وتعصب مورد قبول است، بدون آنكه باعث تفرقه ورشد كينهها گردد. از حقوق انتقاد آن است كه حقّ، تنها مخصوص نقد كننده نباشد.
متأسفانه از كوتاهى افراد اينكه اختلافنظر منجرّ به دشمنى شخصى و عناد گردد. وچيزى كه انسان را به گريه در مىآورد اينكه اختلاف از يك مسأله فرعى كوچك شروع مىشود وبالا رفته وبه حدّ اتهام در اصول اسلام وقواعد ديانت مىرسد. بىادبى در مجادله ومناظره، باعث مىشود كه افرادى آبروى مسلمانان، وعلىالخصوص علما