159
حوائجه، و هي لاتخجل إذ تستعين بدولة الكفر على قضاء حاجتها التي هي قهرالمسلمين و حربهم و شق عصاهم. 1
خداوند وهابيان را بكشد كه در هركارى شروع به تكفير مسلمانان مىكنند، گويا بزرگترين همّتشان فقط تكفير مسلمانان است. و لذا آنان را مىبينى كه افرادى را كه به پيامبرخدا (ص) توسل كرده و از شفاعت او در حاجاتشان نزد خداوند كمك مىگيرند را تكفير مىنمايد. آنان خجالت نمىكشند كه چگونه از دولت كفر در بر آورده شدن حاجاتشان كمك مىخواهند، دولتى كه با مسلمانان دشمن بوده و با آنان در جنگ است و درصدد پراكنده كردن آنان مىباشد.
9. خواجه حافظ محمّد حسن حنفى
او مىگويد:
إنّي رأيت في هذا الزمان اختلافاً كثيراً بين الحنفية و الوهابية في العقائد، حتّى في الإلهيات و الرسالة و مسائل الشريعة المتعلقة بالعقائد، و انجرّ اختلافهم إلى تكفير البعض بعضاً، و افترقت الأمة افتراقاً فاحشاً... 2
من در اين زمان اختلاف زيادى بين حنفيه و وهابيت در عقايد حتى در الهيات و رسالت و مسايل شريعت كه مربوط به عقايد است مىبينم. اختلاف با آنها به حدّى رسيده كه برخى برخى ديگر را تكفير كرده و در بين امت جدايى آشكار پيدا شده است...