116 او در جايى ديگر مىگويد:
والتحقيق انّ الاجماع المعلوم يكفر مخالفه، كما يكفر مخالف النص بتركه، لكن هذا لا يكون إلاّ فيما علم ثبوت النص به. وامّا العلم بثبوت الاجماع في مسألة لا نصّ فيها فهذا لايقع. وامّا غير المعلوم فيمتنع تكفيره. وحينئذ فالإجماع مع النص دليلان كالكتاب والسنة. 1
تحقيق آن است كه مخالفت با حكمى كه اجماع بر آن معلوم است موجب كفر مىشود همانگونه كه مخالف با نصّ به ترك آن كافر مىگردد، ولى اين در صورتى است كه ثبوت نصّ به اجماع معلوم باشد ولى علم به ثبوت اجماع در مسألهاى كه در آن نصى نيست، واقع نمىشود ودر مورد غير معلوم تكفير ممتنع است.لذا اجماع همراه با نصّ همچون كتاب وسنّت، دو دليلند.
او در استدلال بر اين مدعا به اين آيه استدلال مىكند:
(وَ مَنْ يُشٰاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدىٰ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مٰا تَوَلّٰى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سٰاءَتْ مَصِيراً) (نساء:115)
كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، واز راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مىرود مىبريم؛ وبه دوزخ داخل مىكنيم؛ و(جهنم) جايگاه بدى است.
4. تكفير متشبّه به كفار
ابن تيميه بعد از نقل حديث «من تشبه بقوم فهو منهم» 2؛ «هر كس خودش را به قومى شبيه كند از آن قوم خواهد بود»، مىگويد: