63خودش را انجام مىدهد، ولى جملگى يك كار را انجام مىدهند. بايد بين كسى كه به تنهايى عملى را انجام مىدهد، مثلاً به عرفات مىرود يا اينكه همراه سه ميليون انسان اين كار را انجام مىدهد تفاوت قائل شد. اگر عمل اخير را تمرين همگانى هم بدانيم، خود آموزشى براى نظم اجتماعى است؛ زيرا «در روح بشر خاصيت هماهنگى با جمع است كه از آن به «محاكات» تعبير مىشود». 1
در حقيقت، «عبادت حج، فقط وابستگى و تجلّى احساسى فرد به خداوند نيست. داراى نظم خاصى است: نخست اينكه بىشكل، بىنظم، بىترتيب، آزاد و رهاشده نيست، بلكه يك نظام منطقى داراى فرم و شكل است؛ ديگر اينكه، نظمى كه براى اين عبادت تدوين شده است، خود براساس يك نظم ديگر (نظم طبيعت مادى) استوار شده است؛ يعنى برخلاف آنچه تصوّر مىشود و مىفهميم كه عبادت، يعنى تجريد روح از ماده و زندگى يا دور شدن از ماسواى خدا و نزديك شدن به ذات خداوند است. در اينجا همين مجردترين، مطلقترين و ماوراء طبيعىترين تجلّى روح انسانى به مادىترين، عينىترين و طبيعىترين تجلّى اصل مادى وابسته مىشود. تمام اين مراسم عبادى و تجليات روحى بايد هماهنگ و وابسته به