95دورىاش از مردم و بىخبرىاش از آنان نيست، در گرايش انسانها به فضيلت و معنويت و دورىشان از تباهى و معصيت تأثير مىگذارد. پس خود وجود او، لطفى به مكلفان و تصرفش در امور و رهبرى دينى و سياسى او هنگام حضور، لطف ديگرى است. محروم شدن از اين لطف، نه از اماميا خداوند متعال، بلكه از بدرفتارى مردم سرچشمه مىگيرد. محقق طوسى گفته است:
«وجودُه لطفٌ و تصرُّفُه لطفٌ آخَر و عَدَمُهُ مِنَّا». 1