254هنگامى كه عبدالرحمان با عثمان بيعت كرد، حضرت على(ع) فرمود:
حَبَوتَهُ حَبْوَةَ دَهرٍ، لَيسَ هذا اوّلَ يَومٍ تَظاهَرْتُم فيه عَلَينا فَصبرٌ جَميلٌ وَاللهُ المُستعانُ عَلى ما تَصفونَ وَاللهِ ما وَلّيتَ عُثمانَ إلّا لِيَرُدَّ الأَمرَ اليكَ وَاللهُ كُلَّ يَومٍ في شأنٍ. 1
بخشيدى مدتى از زمان حكومت را. اين اولين روزى نيست كه عليه ما كار مىكنيد. جز صبر راه ديگرى را در پيش نمىگيرم و خدا را كمك مىگيرم به آنچه شما نسبت مىدهيد. به خدا سوگند تو عثمان را به حكومت برنگزيدى مگر اينكه بعد از او حكومت به تو باز گردد و خدا هر روزى در كار جديدى است.
بنابراين، تركيب شورا به گونهاى بود كه بىگمان امامعلى(ع) در آن انتخاب نمىشد؛ يعنى امامدر آن شوراى شش نفره، دو رأى داشت: رأى خودش و پسرعمهاش زبير بن عوام. چهار نفر ديگر همه با اماممخالف بودند و بىگمان امامعلى(ع) در اين وضع رأيى نداشت.
گزينش اين افراد از شگردهاى سياسى براى جلب كردن توجه مهاجران و انصار و پايان يافتن داستان به نفع ديگران بود؛ يعنى خليفه ميخواست شورايى برپا شود تا نتيجه شور آن را مهاجران و انصار بپذيرند. او ناچار بود كه امامعلى(ع) را در اين شورا بگنجاند، اما به حقيقت، به امامعلى(ع) خدمت نكرد. بلكه در پى رسيدن به هدف خود بود.