236ستمها را بر خود و پيروانشان تحمل مىكردند.
حضرت على(ع) نيز با آگاهى از آسيبهاى قيام او براى جامعه اسلامى، از برخورد مسلحانه خوددارى كرد تا اصل اسلام محفوظ بماند و براى كسانى كه با سخنان امامعلى(ع) آشنايى دارند، به خوبى روشن است كه امام در نهج البلاغه گاهى به حق غصب شده خويش نظر داشته است. اما زمانى كه مصالح اسلام و جامعه اسلامى به ميان مىآيد به وحدت دعوت مىكند. آن حضرت خطاب به ابوموسى اشعرى مىفرمايد:
وَ لَيسَ رَجُلٌ، فَاعْلَمْ، احْرَصَ عَلى جَماعَةِ امَّةِ مُحَمَّدٍ(ص) الفَتِها مِنِّي ابتَغي بِذلكَ حُسنَ الثَّوابِ وَ كَرَمَ المَآب. 1
پس بدان در امت اسلام، هيچكس همانند من وجود ندارد كه به وحدت امت محمد و به انس گرفتن آنان به همديگر از من دلسوزتر باشد. من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مىطلبم.
يا مىفرمايد:
وَاللهِ لأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَلَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلاّ عَلَيَّ خَاصَّة. 2
سوگند به خدا به آنچه انجام دادهايد گردن مىنهم، تا هنگامى كه اوضاع مسلمانان رو به راه باشد و از هم نپاشد و جز من به ديگرى ستم نشود.
امام على(ع) به خوبى مىدانست كه هرگونه اقدامى در آن موقعيت به جنگ داخلى بين مسلمانان منجر مىشود و نتيجه اين كار شكست مسلمانان را در برابر دشمنان داخلى و خارجى كه در كمين نشسته و براى نابودى اسلام لحظه شمارى مىكردند، همراه دارد. ازاينرو با توجه به خطرات مختلف و گوناگونى كه مسلمانان را تهديد مىكرد، منافقان داخلى، از يكسو و دشمنان خارجى مانند يهود و روم از سوى ديگر