235
سِتّةَ اشْهُرٍ. فَلَمّا تُوفّيتْ دَفَنَها زَوجُها عليٌّ لَيلاً وَلَمْ يُؤذِنْ بِها أَبابكرٍ وَصَلَّى عَلَيها... 1
حضرت فاطمه(عليها السلام)، دختر پيامبر(ص) پيش ابوبكر رفت و از او ميراثش را از پيامبر درخواست نمود (ارث از فئ مدينه، فدك و يك پنجم خيبر). ابوبكر در جواب گفت: «پيامبر فرموده است ما چيزى را به ارث نمىگذاريم، آنچه از ما باقى بماند صدقه است. به خدا سوگند تغيير نمىدهم چيزى از صدقه رسولخدا را آنگونه كه در زمان پيامبر بوده است و عمل مىكنم همانگونه كه پيامبر در مورد آن عمل نموده بود». پس ابوبكر از واگذار نمودن آن به فاطمه(عليها السلام) امتناع كرد. سپس حضرت فاطمه(عليها السلام) از او دورى و قهر نمود و با او سخن نگفت تا اينكه از دنيا رفت. آن حضرت بعد از پيامبر شش ماه زندگى كرد. هنگامى كه وفات نمود، همسرش حضرت على(ع) او را شبانه دفن نمود و بر او نماز خواند و به ابوبكر اجازه شركت نداد.
موضوع تهديد زهرا(عليها السلام) به آتشزدن خانهاش در صورت بيعتنكردن اهل خانه، از رويدادهاى تاريخى به شمار ميرود كه افزون بر منابع شيعى در بسيارى از منابع تاريخى اهلسنت نيز آمده است. 2
حضرت على(ع) در برابر اين رخداد صبر كردند و با آن همه شجاعتشان شمشير نكشيدند؛ زيرا به رغم اين پندار كه تنها راه رسيدن به حق، در همهجا استفاده از شمشير و زور است و تنها با توسل به نيروى قهرآميز حق را مىتوان ستاند، سيره پيامبر گرامى اسلام(ص) نشان مىدهد كه آن بزرگواران هرگز با توسل به زور به دنبال اجراى رسالت خود و تبليغ دين نبودند و حتى در بسيارى از زمانها براى دستيابى به مصالح مهمتر،