223از اين گزارش نكتههاى زير را مىتوان فهميد:
الف) مصالح اسلام و مسلمانان در سقيفه مطرح نبود، بلكه هر گروهى براى مصالح و منافع خود تلاش مىكرد و مىخواست شتر خلافت را بر در خانه خود بخواباند. انصار به خدمات خود به پيامبر و مهاجران به انتسابشان با او فخر مىفروختند، اما از خواست خدا و رسول و مصالح اسلام سخن نمىرفت؛
ب) تنها چهار نفر در سقيفه با ابوبكر بيعت كردند: دو تن از مهاجران (عمر و ابوعبيده) و دو نفر از انصار (بشير بن سعد از خزرج و اسيد بن خضير، رييس اوسيان). نام ديگران برده نمىشد؛ زيرا رأى شيخ قبيله، جانشين رأى همه بود؛
ج) اين بيعت در فضاى ناآرام صورت پذيرفت و گرفتن بيعت با تهديد و ارعاب فراوان همراه بود.
سرانجام بيعتى تحقق يافت كه از پس آن سعد بنعباده، رييس خزرجيان، به دست جنيان در بيابان كشته شد و «قتيل الجن» لقب گرفت! طبرى از عمر بن خطاب درباره ماجراى سقيفه چنين نقل مىكند:
«كانت فلتة كفلتات الجاهلية» 1؛ «كارى نسنجيده، همانند كارهاى دوران جاهليت بود».
حتى خود عمر بن خطاب بعدها چنين تصريح كرد:
«كانت بيعة ابيبكر فلتة، وقى الله شرّها...» 2؛ «بيعت ابىبكر كارى نسنجيده بود. خدا شرّ آن را از ما دور گرداند».