193پيامبر(ص) نگرانكننده است و به مصلحت نيست كه مدينه را ترك كنيم. 1 پيامبر(ص) با شنيدن خبر سرپيچى سران از همراهى با سپاه اسامه، سخت خشمگين شد و به رغم بيمارى شديدش به مسجد آمد و با توبيخ و سرزنش متخلفان فرمود:
انفذوا جيش اسامة لعن الله من تخلف عنه. 2
سپاه اسامه را روانه كنيد! خدا لعنت كند كسى را كه از همراهى با آن خوددارى ورزد.
بنابر نقل «شيخ مفيد»، پيامبر(ص) در يكى از همين روزها ابوبكر و عمر و شمارى ديگر از اصحاب را فراخواند و فرمود:
«الم آمر انْ تَنفُذوا جَيشَ اسامةَ» ؛ «مگر شما را فرمان ندادم كه همراه سپاه اسامه برويد؟» عرض كردند: «بله، اى رسولخدا!» حضرت فرمود:
«فَلِمَ تَأَخَّرتُم عَنْ أمري؟»؛ «پس چرا نافرمانى كرديد؟»
ابوبكر پاسخ داد:
انَّني كُنتُ خَرجتُ ثُمَّ عُدْتُ لاُجَدِّدَ بِكَ عَهْداً.
من از مدينه خارج شدم، اما بازگشتم تا با شما يك بار ديگر ديدار كرده، تجديد عهد كنم.
عمر پاسخ داد:
يَا رَسولَ اللهِ لَمْ اخرُجْ لأنَّني لَم احبّ انْ اسألَ عَنكَ الرَّكْبَ...
اى رسولخدا! من از مدينه بيرون نرفتم؛ زيرا دوست نداشتم كه وضع حال شما را از سوارانى كه از مدينه مىآيند، بپرسم. بلكه مىخواستم خود از نزديك جوياى حال شما باشم.
سپس پيامبر(ص) فرمود: «
فانفذوا جيش اسامة ...»، يعنى به لشكر اسامه بپيونديد و از آن باز نمانيد و سه بار اين سخن را تكرار فرمود. سپس از شدت ضعف از