181ج) فاسقان
قرآن كريم تأكيد مىكند كه مؤمنان از پذيرش خبر انسان فاسق بپرهيزند و بدون تحقيق و بررسى سخن او را نپذيرند:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِينَ (حجرات: 6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى آگاهى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.
مفسران شيعه و سنى گفتهاند كه اين آيه درباره «وليد بنعُقبه» نازل شده و او را فاسق خوانده است. همچنين قرآن كريم از وجود افراد فاسق و فاجرى در ميان صحابه خبر مىدهد كه به همسر رسولخدا(ص) تهمت زدند: إِنَّ الَّذِينَ جٰاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ «به يقين كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند، گروهى [متشكّل و توطئهگر] از شما بودند». (نور: 11) 1
بنابراين، كسانى در ميان صحابه و مسلمانان زمان پيامبر، زندگى مىكردند كه دوچهره، بيماردل و فاسق بودند. ازاينرو، همه صحابه را نمىتوان عادل و الگوى عملى خود دانست و مقصود آيات و رواياتى كه به ستايش صحابه مىپردازد، صحابه راستين و واقعى است.
گروهي از صحابه در حديث
چنانكه احاديث فراوانى در توصيف جمعى از صحابه وارد شده، احاديثى نيز در نكوهش و مذمت برخى از آنان وجود دارد كه «بخارى» آنها را در «كتاب فتن» گرد آورده است. براى نمونه، پيامبر اكرم(ص) فرمود: