145و) اين روايت با سيره و روش اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(عليهما السلام) سازگارى ندارد. چگونه ممكن است كه امامصادق(ع)، سيره و روش جدش اميرالمؤمنين(ع) و مادرش فاطمه زهرا(عليها السلام) را فراموش كرده باشد؛ آن دو بزرگوار در سراسر عمرشان لحظهاى با ابوبكر بيعت نكردند و خلافت او را رسمى ندانستند.
در كتاب «بخارى» - صحيحترين كتاب نزد اهل سنت پس از قرآن - چنين مىخوانيم:
فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ(ص) فَهَجَرَتْ أَبَابَكْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتُهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ. 1
فاطمه دختر رسولخدا(ص) در حال خشم و غضب ابوبكر را ترك نموده و بر او همچنان غضبناك ماند تا وفات نمود.
بر پايه روايات صحيح كتابهاى اهلسنت، خشمگين كردن فاطمه(عليها السلام)، خشمگين كردن رسولخدا و غضب فاطمه(عليها السلام)، غضب اوست. «بخارى» در اينباره مىنويسد:
عَنِ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ قَالَ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي. 2
از مسور بنمخرمه روايت شده كه رسولخدا (ص) فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هركس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است».
«ابنقتيبه دينورى» در «الإمامة و السياسة» مىنويسد:
فاطمه(عليهما السلام) فرمود: شما را به خدا آيا نشنيديد كه رسولخدا(ص) فرمود: «خشنودى فاطمه، نشانه خشنودى من است و خشم فاطمه نشانه خشم من است! پس هركس فاطمه را دوست داشته باشد، به درستى كه مرا دوست داشته است، هركس فاطمه را راضى كند، مرا راضى كرده است و هركس فاطمه را به خشم