116
سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ ...».
عمر در آغاز با شنيدن اين قرائت، خشمگين شد، اما «اُبى» وى را تهديد كرد كه اگر ميخواهى قرآن را براى مردم بخوانم، بايد چنين قرائت كنم. وگرنه تا زندهام حرفى از قرآن نمىخوانم. عمر سكوت كرد و به ابى اجازۀ قرائت داد. 1
شش - «ابنعباس» در حضور خليفه دوم آيهاى را چنين خواند:
لو كان لإبن آدم واديان من ذهب لا بتغي الثالث و لا يملأ جوف ابن آدم إلّا التراب و يتوب الله على من تاب .
اگر فرزند آدم اندازه دو دره طلا داشته باشد به دنبال سومى است و كمبود فرزند آدم را جز خاك پر ننمايد و خداوند توبهكنندگان را مىپذيرد.
عمر پرسيد: «اين چه آيهاى است؟» گفت: «اُبى برايم چنين قرائت كرده است». عمر نزد ابى رفت و ماجرا را از او پرسيد. ابى گفت: «رسولالله(ص) برايم چنين قرائت كرده است». 2 خليفه با سكوت خود ابى را تأييد كرد. 3
بارى، افراد مغرض براى ايجاد تفرقه ميان شيعه و سنى، شيعه را به باور داشتن به تحريف نسبت دادهاند. دليل بطلان مدعاى اين تفرقهافكنان، كتابهاى بسيار ارزشمند و مستدل دانشمندان شيعه درباره مصونيت قرآن مجيد از تحريف است. 4