115(كودك از دايه)، موجب محرميت آنها مىشود»؛ سپس اين حكم نسخ شد و به پنج بار شير خوردن اكتفا شد. اين آيه تا هنگام وفات پيغمبر(ص) وجود داشت و تلاوت مىشد و ما به آن عمل مىكرديم. اين آيه زير تخت من بود، اما هنگامى كه رسولخدا(ص) از دنيا رفت، من سرگرم كار او بودم كه حيوانى خانگى (داجن) 1 آن را خورد. 2
سه - «عمر» از «اُبى» پرسيد: «مگر ما از كتاب خدا چنين نمىخوانديم: «
انتفاؤكم من آبائكم كفر بكم؟ »؛ «برائت جستن شما از پدرانتان كفر شماست» گفت: «آرى». پرسيد: «مگر نمىخوانديم: «
الولد للفراش و للعاهر الحجر؟ »؛ «فرزند متعلق به صاحب بستر (شوهر) است و سهم زناكار سنگسار است». گفت: «آرى». پرسيد: «مگر از كتاب خدا چيزهايى از دست نداديم؟» گفت: «آرى». 3
چهار - آيه ششم سوره احزاب در مصحف «اُبى» چنين آمده بود: «
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ [و هو أب لهم] ». عمر نخست با اين قرائت مخالفت مىكرد، اما با شنيدن پاسخ ابى قانع شد. 4
پنج - آيه 26 سوره فتح نيز در قرآن «اُبى» چنين آمده بود: «
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ [ولو حميتم كما حموا نفسه لفسد المسجد الحرام] فَأَنْزَلَ اللهُ