99نقل مىكند كه او جدّش ابوبكر را مذمت مىكرد.
چگونه امام صادق[(ع)] از يك طرف به جد خودش ابوبكر افتخار مىكرد و از سوى ديگر او را مذمت مىنمود؟
پاسخ
بنابر قاعدهاى كه عالمان علم رجال و درايه گفتهاند صرف نقل روايتى، دليل بر صحت آن نيست؛ هر چند در منابع حديثى باشد، بلكه بايد صحت و عدم صحت سند و دلالتش مورد بررسى قرار گيرد. اين حديث نيز در منابع شيعه نيامده، بلكه در كشفالغمه به نقل از عبدالعزيز بن اخضر جنابذى از بزرگان اهل سنت نقل شده است، ولى صحيح نيست. اول آنكه سند صحيحى در نزد شيعه ندارد؛ از جانب ديگر بر فرض صحت سند، اين حديث بر آنچه ايشان گفتهاند دلالت ندارد؛ زيرا جملهاى كه در كتاب كشف الغمه از منابع اهل سنّت نقل شده اين است:
«وَلَدَني ابوبَكرٍ مَرَّتَينِ» ؛ «من از دو طريق با ابوبكر وابستگى نسبى دارم».
اين جمله هيچ دلالتى بر افتخار كردن ندارد، بلكه فقط بيان نسب مادرى است بىآنكه از يكى از اجداد خود خشنود يا ناراحت باشد. شما در سخن امامصادق(ع) معناى «افتخار» را از كجا آوردهايد؟ حال پرسش اين است كه چگونه است با وجود آن همه افتخارات در اجداد پدرى از امام باقر تا امام حسين تا اميرالمؤمنين(عليهم السلام)، امامصادق(ع) به آنها افتخار نمىكند، ولى به انتسابش به ابوبكر افتخار مىكند؟ مگر در ابوبكر چه فضيلتى موجود بود كه مىبايست به آن افتخار كند؟
1. اين گفتار شما، بدان مىماند كه كسى بگويد: خداوند در قرآن با افتخار گفته است كه موسى در دامن فرعون بزرگ شد! در حالى كه سخن قرآن در اينباره تنها نقل واقعه است، نه افتخار و نه انزجار.
2. حنظله چنان در اوج ايمان قرار گرفته بود كه وقتى به شهادت رسيد، ملائكه او را