343
184. على(ع) و جريان شورا
عمر پيش از وفاتش شوراى شش نفرهاى تعيين كرد كه سه نفر از آنها كنار كشيدند. سپس عبدالرحمان بن عوف كنار كشيد و عثمان و على[(ع)] باقى ماندند. پس چرا على[(ع)] از همان اول نگفت كه درباره او به خلافت وصيت شده است؟ آيا پس از وفات عمر از كسى مىترسيد؟
پاسخ
1. على(ع) نه در زمان عمر و نه پس از او، از هيچكس ترسى نداشت در مقابل على(ع) كه قاتل عمروبن عبدود و فاتح خيبر بود فراريان احد و خيبر و حنين كه پشيزى نبودند على از آنها بترسد و اين امر در منابع اهل سنت نيز به تواتر اثبات شده است.
2. على(ع) مىخواست بىدرنگ پس از رسول خدا(ص) خلافت را بهدست گيرد و جامعه را همانند رسول خدا(ص) رهبرى كند، اما وقتى كه حاكمان پيشين، جامعه را از راه و روش پيامبر(ص) بيگانه كردند، ديگر براى على(ع) چه اهميتى دارد كه او خليفه شود يا كسى ديگر. از اينرو پس از مرگ عثمان، وقتى براى خلافت به او روى آوردند فرمود: «مرا رها كنيد و به سراغ ديگرى برويد».
3. طلحه، زبير، سعد و عبدالرحمان، هيچكدام خود را كنار نكشيدند، بلكه با وجود على(ع) خود را در حدّ خلافت نمىديدند و عثمان هم اگر كانديد شد، در سايه زمينهاى بود كه عمر براى به قدرت رسيدن او آماده كرده بود.
4. على(ع) در شورا، حقانيت خود را براى خلافت، به حاضران اعلان كرد و حجت