330شريعت اسلامى است و مسلمانان را به راه درست سوق مىدهد و احكام را از اضافه و كم شدن پاسدارى مىنمايد.
آنها مىگويند: «امام بايد از سوى خدا تعيين و منصوب شود و... چون مردم وقتى رهبر و راهنمايى داشته باشند، ستمگر را از ستم كردن منع و آنها را به انجام كارهاى خير وادار مىكنند و از شرّ آنها باز مىدارند و مردم به صلاح و درستكارى نزديكتر مىشوند».
به آنها گفته مىشود كه از ائمه دوازدهگانه، جز على(ع) كسى به رياست و حكومت نرسيد و اين قدرت را نداشتهاند كه ظالم را از ظلمش بازدارند و مردم را به خير وادار نمايند و آنها را از شرّ و بدى بازدارند. چگونه درباره آنها ادعاهاى خيالى و دور از واقعيت مىكنيد.
پاسخ
آنچه از قول شيعه در مورد لزوم داشتن امام نقل شده، درست است، اما درك شما از عقيده شيعه نادرست است. معناى عقيده شيعه اين است كه: امامان به دين الهى آگاه و به روش اداره جامعه و مبارزه با ستم آشنايى دارند و اگر رهبرى و اداره جامعه به آنها واگذار شود، بشر به سعادت خواهد رسيد، اما شيعه بر اين عقيده نيست كه آنها لزوماً و جبراً حاكم خواهند بود.
عقيدۀ شيعه به امامان دقيقاً همانند عقيده به انبياست. پيامبران الهى لطف خدا هستند كه براى راهنمايى بشر به سوى سعادت و دفع ظلم ظالم مبعوث شدهاند، اما اگر برخى از آنها مظلوم و مقتول شدند، عقيدهشان باطل نخواهد شد.
پيامبران آمدهاند تا انسانها را به راه درست هدايت كنند، كه اگر مردم بپذيرند و از دستورات انبيا اطاعت كنند ظلم از بين مىرود و عدالت اجرا مىشود و مردم سعادت پيدا مىكنند؛ اما اگر مردم سخنان حق آنها را نپذيرفتند، بعثت انبيا باطل و كار خدا